امّا تو نیستی ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی رد پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت...چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی ای نسیم بیقرار روزهای عاشقیهر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی سایهی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشتآتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی باد پیراهن کشید از دست گلها ناگهانعطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی چون گلی در باغ، پیراهن دریدم د
برچسب:
نویسنده: علی امینی
تاريخ: چهارشنبه
19 مهر
1396 ساعت: 3:46